سحر

+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 15:11  توسط ریحانه بیانی
|
(طراحی و نقاشی) drawing & painting

نغمه سر کن که جهان تشنه ی آواز تو بینم...
اول مهر، سال روز میلاد خسرو آواز ایران؛ «استاد محمد رضا شجریان» مبارک باد!

برادرکم برای مدتی به افغانستان رفته و من از دوری اش دل تنگم.

... این روزها
خوش تر دارم در کابل بمیرم
مردن فقط در کابل معنا می دهد.
در گذرم از دهلیزهای سرخ
بی رد دشنه و گلوله ای
شرمسار گل روی دخترکی چنگ انداخته به دامان رهگذری سرگردان.
هم شهری قندکم سلام!
من از روزهای آفتابی دور برایت خبر آورده بودم.
از جاده های سپیدی
که از شمال راه می کشید به جنوب
و به ایمان های گرسنه، انسان می بخشید
و سی پاره ی قرآن را رنگی دیگر...
بخشی از «شعری که قصه نیست.» سروده ی دوست دانشورم؛ محمد صادق دهقان
تکنیک: مداد رنگی روی کاغذ اشتنباخ